تبليغاتX
سرزمین کره

سرزمین کره

شانزدهمین و هفدهمین امپراطور گوگوریو ( گگوگوون و سوسوریم)

و باز هم سلااااااااااام

به همگی

امروز دو تا پادشاه گذاشتم

که کلا هیچ کدومشون به درد نمی خورن

راستی ببخشید که این دفعه یک کم آپ دیر شد!

بازم راستی چرا شما من این همه گزینه گذاشتم

نمیگین که چی آپ کنم

حالا فعلا این دو تا پادشاهو ببینین :

پادشاه گگوگوون (۳۷۱-۳۳۱ میلادی)، شانزدهمین امپراطور گوگوریو، شمالی ترین در میان سه امپراطوری کره ، بود. او پسر پادشاه میچئون و بانو Ju بود. گگوگوون در سال ۳۱۴ ميلادی وليعهد شد و پس از مرگ پدرش به سلطنت رسيد. در متون تاريخی چينی Suishu از او با نام امپراطور (Soyeol (Soyeol-j) ياد شده است. اما مشخص شد که اين يک اشتباه نسخه برداری از کتاب قديمی Weishu بوده، برای اينکه در همان زمان، Tuoba Yihuai، امپراطور lie از Dai State بود.

او در زمانی به سلطنت رسيد که امپراطوری بسيار ضعيف شده بود، و حکومت سستی داشت. او به يکی از ايالتهای Xianbei به نام Former Yan باج داد، بعد از اينکه آنها در سال ۳۴۲ ميلادی به پايتخت حمله کردند و ملکه وصيغه های سلطنتی را به اسارت بردند، و برای اينکه جسد پادشاه میچئون را بازگرداند.

پايتخت به طور موقت به پيونگ يانگ، که در حال حاضر پايتخت کره شمالی است، منتقل گرديد. در واکنش به گسترش امپراطوری جنوبی کره، باکجه، گگوگوون يک حمله ناموفق را در سال ۳۶۹ ميلادی رهبری کرد. پادشاه باکجه ، Geunchogo ، در سال ۳۷۱ ميلادی به گوگوريو حمله کرد و پسرGeungusu ،Geunchogo گگوگوون را در ميدان جنگ و در قلعه پيونگ يانگ کشت. او در گگوگوون دفن شده است.

حالا اینو ببینین

که یکم بهتره

پادشاه سوسوریم (۳۸۴-۳۷۱میلادی)، هفدهمين امپراطور گوگوریو، شمالی ترین در میان سه امپراطوری کره ، بود. او پسر پادشاه گگوگوون بود.

سوسوریم در سال ۳۵۵ ميلادی وليعهد شد و پس از مرگ پدرش ، پادشاه گگوگوون ، که در حمله پادشاه باکجی،Geunchogo، به قلعه پيونگ يانگ کشته شد، به سلطنت رسيد.

او با فکر باز و صحيح توانست تا قدرت مرکزی در گوگوريو را، بوسیله تاسیس نهادهای مذهبی جهت برتری يافتن بر فرقه بازی طوايف ، تقويت کند. دز سال ۳۷۲ ميلادی، او تمام راهبان بوداي که از "former Qin" امده بودن را پذيرفت و معابدی را برای اقامت انها ساخت.

همچنين در سال ۳۷۲ ميلادی، او موسسات کنفیوسیوسیTaehak  را برای اموزش فرزندان اشراف تاسيس نمود.

در سال ۳۷۳ ميلادی او، مجموعه ای از قوانين که را منتشر کرد، و به طور مرکزی قوانينی جهت ادارات گمرک منطقه ای وضع کرد و آنها را به عنوان قانون اساسی ملی، اجرا نمود.

پادشاه سوسوریم در سالهای ۳۷۴، ۳۷۵ و ۳۷۶ ميلادی به امپراطوری باکجی در جنوب حمله کرد، و در سال ۳۷۸ ميلادی از طرف شمال توسط " Khitan " مورد حمله قرار گرفت.

او در سوسوريم دفن شده است.

 خوب حالا اینا تموم شد

واسه آپ بعدی هم می خوام عکس بزارم

راستی کسی خبر نداره که سونگ که قرار بود

آبان دوباره بیاد ایران چی شده؟

و راستی ببخشید بچه ها این دفعه نمی تونم

بهتون سر بزنم و خبرتون کنم

تا چند وقت دیگه یک خبره خوب می خوام بگم

بای تا های

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 16:39  توسط برمودا  | 

پانزدهمین پادشاه گوگوریو (میچئون)

سلاااااااااااااااااااااام

خوبین؟

امروز گفتم خیلی وقته از پادشاهان

گوگوریو نذاشتم دوباره بزارم

فعلا ببینین

پادشاه میچئون (۳۳۱-۳۰۰ میلادی)، پانزدهمين امپراطور گوگوریو، شمالی ترین در میان سه امپراطوری کره ، بود.

 سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی

او نوه سيزدهمين پادشاه گوگوريو پادشاه سئوچئو، و پسر "gochuga Go Dol-go" بود، که توسط برادرش چهاردهمين فرمانروا پادشاه بنگسانگ، کشته شد.

میچئون درخفا مدتی، به عنوان يک خدمتکار و بازرگان نمک زندگی کرد، اما بعد از بنگسانگ که توسط صاحب منصبان دربار برکنار شد، به پادشاهی رسيد. داستان زندگی میچئون در دورانی که مخفی شده بود و قبل از اينکه به پادشاهی برسد در کتاب سامگوک ساگی ثبت شده است. گفته شده است که او به عنوان خدمتکار يک فرماندار محلی مجبور بوده است که در طول شب به تالابی سنگ پرتاب کند تا قورباغه ها ساکت بمانند، سپس او فرار کرد و با يک بازرگان نمک ملاقات کرد، و در هنگام سفر برای فروش نمک با سختيهای بسيار بيشتری روبرو شد.

در اين بين، نفرت از پادشاه بنگسانگ افزايش پيدا کرد، و صاحب منصبان دربار با هدايت وزير اعظم "Chang Jo-Ri"، کودتا کردند و پادشاه بنگسانگ را از قدرت برکنار کرده و پادشاه میچئون ، را به سلطنت رساندند.

حکومت

میچئون به تدريج ارتش گوگوریو را گسترش داد و به يک نيروی قدرتمند تبديل کرد. در طی تجزيه سلسله jin چين، او مرزهای گوگوريو را تا شبه جزيره "Liaodong" و فرمانداريهای چين، گسترش داد.

اولين لشکرکشی او در سال ۳۰۲ ميلادی، بر ضد فرمانداری "Xuantu" صورت گرفت. او فرمانداری " Lelang" را در سال ۳۱۳ و فرمانداری "Daifang" را در سال ۳۱۴ ميلادی بعد از حمله به Seoanpyeong در Liaodong ضميمه خاک گوگوریو کرد.

در دوران حکومت او گوگوریو با افزايش نفوذ Xianbei در غرب ، علی الخصوص حملات Murong Bu به Liaodong ،مواجه شد. میچئون با ساير قبايل Xianbei در برابر Murong Bu متحد شد، اما موفقيت آميز نبود. در سال ۳۱۹ ميلادی، يکی از ژنرالهای گوگوریو به نام Yeo Noja توسط نيروهای Murong Bu دستگير شد. در تمام اين مدت، گوگوریو و Murong Bu به مواضع يکديگر حمله کردند، اما هيچکدام پيروزی با دوام و پايايی بدست نياوردند.

مرگ و عواقب آن

پادشاه میچئون در سال ۳۳۱ ميلادی درگذشت و در ميچئون وون دفن گرديد. ۱۲ سال بعد در دوران حکومت پادشاه گگوگوون، بقايای جسد او توسط مهاجمان "Former Yan" از قبر بيرون آورده و به عنوان خون بها نزد آنها نگه داشته شد.

 خوب این از این

اگه خوشتون نیومده طبیعیه

حالا بازم چند تا گزینه می زارم تا

ببینم شما چی می خواین آپ کنم

۱- ضد جومونگ (که فکر نکنم بخواین)

۲- جومونگ و فوتبال ایران

۳- بازم پادشاهان گوگوریو

۴- غیره (جومونگی)

۵- غیره (غیر جومونگی)

۶- هرچی شما بگین

۷- راستی اگه می خواین بگین تا عکس هم بزارم

از جومونگی ها

۸- بای تا های

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 13:44  توسط برمودا  | 

8- غیره

سلااااااااااااااااام

به دوستااااااااان

متاسفانه چون

فقط دوتا نظر

یکسان داریم

از غیره می آپم

حالا غیره رو ببنین :

البته این(غیره) رو ممکنه بعضی از شما دیده باشین

اگه دیدین واقعا ببخشین

 راستی از نظر خود منم چرت و پرته

شباهت افسانه جومونگ و افسانه صهیون!!!!!!

در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.

چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.

البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.

نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.

آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.

جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.

در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.

جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

دشمن اصلى جومونگ امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.

توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.

اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.

آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگوريو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگوريو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.

البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «موگول»و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند.
 
خوب میدونم حالتون بهم
خورد از این چرت و پرتا
منم در کل نفهمیدم
که چی شد
خوب دیگه نظر یادتون نره که بهد از چند وقت نظرات زیاد شه
بای
تا
های
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 13:37  توسط برمودا  | 

سلامی بعد از چندین رووووووووووووووووووز

سلااااااااااااااااااااااااام

به همممممممممممه

ببخشید به خاطر اینکه

بی خبر رفتم و برگشتم

می خوام جبران کنم هرچی

شما بگین این دفعه آپ می کنم

حالا انتخاب کنید

۱- موهیول

۲- جومونگ

۳- یون

۴- سوسانو

۵-جومونگی ها ( گوموا - تسو - یونگ پو و ...)

۶- امپراطور باد هایی ها ( یوری - دوجین - سریو و ...)

۷- بازم امپراطوران گوگوریو

۸- غیره

فردا آپ می کنم

بای تا فردا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 14:29  توسط برمودا  | 

چرت و پرت

های

به همگی

موضوع این آپ

معلومه که چرت و پرته

گفتم چون شما از پادشاهان

گوگوریو بسیار خسته شدین یک

کم عکس بزارم (همون طور که آپ قبلی

گفته بودم) البته عکس ها متفاوته یعنی از سه

تا سریال قشنگ کره ای گذاشتم خوب حالا که روحیه

گرفتین برین کتیبه ی جومونگ و ببنین

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 13:0  توسط برمودا  |